سلام به همه دوستان خوبم !
هر بچه ای یک زمانی و به روش خودش سخن گفتن را آغاز می کند و امروز می خواستم دایره لغات کارن را در ۱۵ ماهگی براتون بنویسم :
ب با ( بابا ) م ماما( مامان) دد( گردش ) به به ( غذا)
قوقوقوقوم ( ماشین) قوقو( قورباغه) داایر ( دایره) داییی( دایی)
اوپ ( توپ) آآاه ا ه و...( الو و صحبت پای تلفن )
روز جمعه عمو علیرضا و همسرشون و محمد و مریم بچه هاشون آمدند پیشمون و آقا کارن هم دو تا سوقات قشنک از دوبی گرفت یک بالشت با طرح هاپو ( عشق کارن ) و یک بلوز و شلواز زیبا دستشون درد نکنه .

این یکی از زیباترین نقاشی های کارن شده ! البته منم راهنماییش می کنم .

این قورباغه ها عشق جدید کارن هستند . عکسشون روی ملافه کارن است و کارن خیلی دوستشون داره و منم اونا رو روی کاغذ کشیدم و روی در کمدش زدم .
روز پنجشنبه ۲۹ با راضیه جان مامان دانیال در پارک نیاوران قرار گذاشتیم . منم زود بیدار شدم وکمی از کارهای نهار را انجام دادم و صبحانه کارن را دادم و ساعت ۵/۱۲ رفتم پارک، اطراف پارک که اصلا جای پارک ماشین نبود برای همین خیلی دورتر پارک کردم و تمام اون سربالایی نیاوران را با کارن پیاده رفتم ! کلی از گرما پختم
و این کارن وروجک هم هی می خواست دنبال کلاغها بکند ! . راضیه جان و دانیال و همسر مهربانش و دو پسر عموی دو قلوی دانیال جان آمده بودند و دانیال خوشگلم هم دو کتاب خیلی ناز به کارن هدیه داد به مناسبت ۱۶ ماهگی( دستشون درد نکنه)
. البته منم خیلی دوست داشتم چیز مناسبی برای دانیال گلم بگیرم اما آنقدر عجله ای رفتم که نشد !
خیلی خوشحال شدم که بعد از این همه مدت تونستم راضیه عزیز و دانیال نازم را ببینم ، واقعا احساس خوبی بود امیدوارم خیلی زود دوباره ببینمشون
۲۹ مرداد آقا كارن ۱۶ ماهه شد . 
مي بوسمت عزيزم و اميدوارم شاد و سلامت باشي