تبليغاتX
>Lilypie Second Birthday tickers تولد عشق کارن عزیزم


تولد عشق کارن عزیزم

ثبت لحظه های نازنینم که خدای مهربون نگهدارش باشد



Glitter Words

Image Hosting by PictureTrail.com

سلام سلام صد تا سلام ، امروز یعنی چهارشنبه ۱۱ مرداد آقا کارن ما ۵۰۰ روزه میشن  یعنی ۵۰۰ روز پیش در چنین روزی خدای مهربون تصمیم گرفت آقا کارن ناز را به ما به عنوان یک امانت بدهد ( خدایا شکرت) امیدواریم ما هم امانت دارهای خوبی باشیم و امیدوارم این گل پسر آینده ای زیبا و به همراه  سلامتی ،عشق ، ایمان ، تلاش ، موفقیت ، شادی ،صداقت و کمال در پیش داشته باشد ( به امید خدا )

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

کارن در حال باد کردن بادکنک

نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 5:33 بعد از ظهر توسط mami| |

سلام اینم عکس تولد کارن با تاخیر البته عکس های بهترش را بعدا می گذارم مفصل Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

تولدت مبارک  کارن عزیزم

اولین برگ از دفتر زندگی کارن نازمون ، ورق خورد ! و ما شاد از بودنش خدا را شکر می کنیم . سالگرد زیباترین لحظه زندگی مامان و بابا بر کارن نازمون مبارک ! دوستت داریم و همیشه بعد از خدای مهربان در کنار تو خواهیم بود و عاشقانه تو را به آینده خواهیم برد ( انشاالله )

HAPPY BIRTH DAY TO YOU

دیشب هم برای کارن جشن تولد گرفتیم و مامان و جون و پدر جون و دایی ها را دعوت کردیم و کارن نازم کلی کادو تولد گرفت .

از تمام دوستان خوبمون  که همیشه به یاد ما هستند ممنون و خیلی دوستتون دارم . شیما جان خیلی دلم برات تنگ شده ! معصوم جان نی نی نازت چطوره ؟ ببخشید که نمی تونم تو نی نی سایت بیام ! راستش کامپیوتر مون ویروسی شده و من هم مجبور می شم اینور و اونور برم و پست بذارم ! همیشه به یادتون هستم و خیلی دوستتون دارم .

هاله جان و مامان امیر عباس عزیز و مهشید جان و همه دوستان خوبم ممنون ازتون .  

نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط mami| |

Image Hosting by PictureTrail.com  

سلام به همه دوستان خوبم ! دوباره با هزار مشگل توانستم به این فضای مجازی که با ما سر ناسازگاری دارد بیایم و خیلی خوشحال می شوم وقتی که می بینم باز برام کامنت گذاشتید با این که من نمی توانم این کار را به  راحتی انجام دهم و خوشحال تر از این که به یاد ما هستید . می بوسمتون .

امروز دقیقا سر ساعت ۲ و ۱۵ دقیقه آقا کارن وارد ۱۱ ماهگی  می شوند و ما به این تربچه نقلی خونه تبریک عرض می کنیم ! نازنینم هر وقت نگاهت می کنم مخصوصا بعد از اینکه کلی شیطونی کردی و کفر همه را در آوردی در دلم می خندم و می گم این همونه که با عشق به این دنیا آمد و یاد روزهایی می افتم که تو را باردار بودم و یاد روز تولدت که چقدر ناتوان و کوچولو بودی و اونوقته که بیشتر از همیشه عاشقت می شم .  

برای همه نی نی های دنیا دعا می کنم که سالهای سال زیر سایه پر مهر خداوند و  در کنار مامی و بابی شون سلامت و شاد و عاشق زندگی کنند

 

Image Hosting by PictureTrail.com

پیوست : دیروز دیدم پنجمین دندان کارن هم در حال بیرون آمدن است . نازنینم می دونم چقدر اذیت می شی ! امیدوارم دندانهای خوشگلت خوب و ناز در کنار همدیگر قرار گیرند و تو هم راحتتر تحمل کنی !

نوشته شده در سه شنبه 29 بهمن1387ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط mami| |

Image and video hosting by TinyPic

Glitter Photos

این آقا کارن ما امروز نه ماهگیشون  تمام می شود و نمی دونید چقدر شیطون بلا شده و یه جورایی سلطان مطلق خونه است البته نه یه جورایی بلکه کاملا ! چنان غرش هایی می کنند که انگار آقا شیره هستند ! دیشب هم آن چنان در تختش خودشو  را پرت کرد که سرش محکم خورد به تخت و زخمی شد و کلی گریه و زاری ! این قسمت بچه داری خیلی سخته چون باید دائم مراقب باشی و چهار تا چشم هم کم است ! خلاصه به لطف خدا می رویم در ماه ۱۰ با آقا کارن گل گلی که حالا هر روز چیزهای جدیدتر یاد می گیره

we congratulate to our dear karen

پیوست : سلام سلام سلام ! با عرض تبریک به آقا کارن عزیزم که اولین دندانشان دیروز رویت شد !( مورخ ۳۰ دی ۸۷ ) البته چند روزی بود که بی تاب بود و دهانش آب می آمد اما ما زیاد حواسمان به این موضوع نبود چون قبلا هم چندین بار این طور شده بود اما از دندان خبری نبود ولی بلاخره مروارید کوچولو خودش را نمایان کرد

نوشته شده در یکشنبه 29 دی1387ساعت 1:46 بعد از ظهر توسط mami| |

Image and video hosting by TinyPic 

آقا کارن در حال مطالعه

چقدر زود گذشت ! انگار همین دیروز بود که این کوچولوی ناز به دنیا سلام گفت و خدای مهربون خواست که او باشد و زندگی کند و دل مامانی و بابایی را شاد کند ! و حالا آقا کارن ما وارد هشت ماه شده و کلی برای خودش آقایی شده ، خدای مهربون همه نی نی ها را در پناه خودش حفظ کند ( آمین )

Image and video hosting by TinyPic

هر وقت عکس های قبلی کارن را نگاه می کنم برایم جالب تر می شوند چون بزرگ شدنش را کاملا حس می کنم ، بچه ها بزرگ می شوند و ما پیر شدن خودمان را بیشتر درک می کنیم !

Image and video hosting by TinyPic

عکس دو ماهگی کارن

Image and video hosting by TinyPic

خوب حالا از کارها و عادتهای جدید آقا کارن بگم ، یکی اینکه دقیقا روز ۲۸ آبان توانست خودش را کمی به جلو بکشد و داره در این کار کلی حرفه ای می شود  دیگه اینکه چنان پاهای کوچولوشو به هم می کوبه که انگار دست دستی می کنه  دیگر اینکه خیلی هم به پنگول که تو برنامه رنگین کمان است علاقه مند است !

مخصوصا به این شعر : 

دوتا چشم که تو شب می شه روشن مثل شمع ، یه سیبیل با یک دم ، همه اینا بشه جمع ، می شه یکدونه پیشی که تو عاشقش می شی ، می شه یکدونه پیشی که تو عاشقش می شی

                                          ..........

یه خبر مهم : امیر آقای مامان بهاره جون به دنیا سلام گفت و از دل مامانی بیرون آمد  ( خدا رو شکر ) و تبریک به مامان بهاره  و بابا فرید و انشاالله آینده زیبایی در انتظارش باشد

                                         ...........

شنبه : رفتیم پیش آقا دکتر خوب و مهربان برای چک ماهیانه ، همه چیز خوب بود ( خدا را شکر ) و آقا دکتر فرسار از آقا کارن راضی بود  واقعا داشتن یه دکتر و مشاور خوب تو بچه داری یه نعمت است ! آقا دکتر یک کتاب هم به ما معرفی کرد که خیلی کامل و مورد تایید است چون مربوط به انجمن حمایت از شیر مادر است . پیشنهاد می کنم برای تغذیه تکمیلی این کتاب را انتخاب کنید .

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده در پنجشنبه 30 آبان1387ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط mami| |

خوب خوب ! ۶ ماهگی هم تمام شد و حالا آقا کارن می تونند غذا خوردن را شروع کنند ! این مرحله برای همه بچه ها مرحله مهمی است  اضافه شدن غذا به شیر مامانی که از فرنی شروع می شه و بعد به غذاهای خوشمزه تر می رسه  منم برای این روز لحظه شماری می کردم چون غذا درست کردن و غذا دادن به کارن را خیلی دوست دارم !

روز ۲۹ مهر هم کارن سومین دوره واکسن هاشو زد و خدا رو شکر زیاد اذیت نشد . حالا دیگه تا ۱۲ ماهگی از واکسن زدن خلاص شدیم  

این عکسها هم مربوط به ۶ ماهگی بود که باهاش خداحافظی کردیم :

Glitter Photos

و سلام ۷ ماهگی :

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

.....

روز ۴ شنبه هم من و کارن و مامان جون و زن دایی سمیرا  رفتیم به دیدن یه نی نی تازه به دنیا اومده که یه دختر خانم نازه به اسمه پانیذ ، امیدواریم خدای مهربون این کوچولوی ناز را برای مامان و باباش سالم و خوب نگه داره

نوشته شده در چهارشنبه 1 آبان1387ساعت 12:23 بعد از ظهر توسط mami| |

سلام به همگی ! آقا کارن روز جمعه ۵ ماهگیشون تمام می شه و وارد ۶ ماه می شوند ! من و بابایی تولد ۵ ماهگیشونو تبریک می گیم و مثل همیشه در خدمت ایشون هستیم  

HAPPY BIRTH DAY TO KAREN  

آقایی ما در این ماه یاد گرفته که چیزها رو در دستش نگه داره و البته چند باری هم خودشو به روی شکم انداخته ! آقا کوچولوی ما به نقوش هم بسیار علاقه مند است به هر تابلو یا عکسی که در مقابلش قرار گیرد با چنان دقتی نگاه می کند که گویا یک کارشناس هنری است ! البته از آنجایی که مامانی هم گرافیک خونده و یه جورایی هنرمند محسوب می شوند زیاد دوست نداره آقایی به این سمت برود آخر هنرمند جماعت تو مملکت ما هنوز جایگاه و امنیت شغلی ندارد !  البته اگر یک هنرمند جریان ساز بشوند اون یه بحث دیگه است !  به هر حال این توانایی های آقایی ماست که البته باید دلبری را هم به اون اضافه کرد  در ضمن مامانی هم این روزها مشغول نوشتن یه داستان جدید است که از قضا یه پسر کوچولوی ۵ ماهه هم توی این داستان ایفای نقش می کند  خوب حالا چند عکس جدید :

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

تا یادم نرفته بگم که نماز و روزه هاتون هم قبول باشه

و همچنین تولد آقا هومن عزیر رو تبریک می گم و امیدوارم همیشه در پناه خدای مهربون و زیر سایه پدر و مادرش زنده و پیروز باشد

و دیگه اینکه خیلی دوست داشتم سر  قرار وبلاگی بیام اما مهمون داشتم و نشد

فعلا بای

نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 5:19 بعد از ظهر توسط mami| |

صدمین روز تولد آقایی ما مبارک باشه

امیدوارم نازنینم ۱۰۰ ساله شی قربونت برم

وخدای مهربون همیشه یار و نگاهدارت باشد . 

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

.............................................

پیوست: عید مبعث مبارک ، شاد و پیروز باشید  

نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 4:30 بعد از ظهر توسط mami| |

به نام یگانه معشوق و هستی بخش مطلق

Image and video hosting by TinyPic

آقا کارن امروز سه ماهه می شند و حالا برای خودشون یه آقای کامل هستند ، دیگه کاملا بابا و مامان رو می شناسند و عکس العمل نشون می دند و یه چیزهایی هم می گند مثل آنقه و اونقه و یه همچین چیزهایی ( ما که لغتنامه ایشون رو نداریم !  ) و در ضمن دیگه از پوشک سایز ۴ تا ۹ استفاده می کنند چون دیگه مردی شدند  راستی از وقتی که مامانی لبنیات رو کمتر مصرف می کنه گریه های شبانه آقایی ما کمتر شدند خدا را شکر  

دوست دارم اینو درک کنه که چقدر ما دوستش داریم و برامون شیرینه مثل عسل و شبانه روز خدای بزرگ و مهربون رو به خاطر داشتنش سپاس می گوییم .امیدوارم آینده ای زیبا و پر از امید و عشق و تندرستی و موفقیت با حضور همیشگی و پررنگ خدای مهربون داشته باشه . انشا الله 

این عکسها خیلی داغند چون دقیقا مربوط به امروزند :

Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط mami| |

    

Glitter Words

کارن نازنینم ۴۰ روزگیت مبارک ! در پناه خدای مهربان باشی و ۱۲۰ ساله شی عزیزم . قدر زندگیتو بدون که این لطف خدای مهربان است که به ما حق حیات داده است . در پناه حق باشی   

 40th day


 ...................................................................................

Glitter Words

نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط mami| |

به نام یگانه هستی بخش و نگاهدارنده

۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۲ و ۱۵ دقیقه بعد از ظهر ،روز میلاد توست ای نازنین ،ای عزیزتر از جان و ما به خاطر داشتن وجود نازنینت شادمانیم . من و پدرت  عاشقانه عمرمان را در راه تربیت و کمال  نثارت خواهیم کرد نازنینم . کارن عزیزم همیشه لحظه تولدت را در خاطر خواهم داشت که شیرین ترین لحظه زندگیم است ، تو رحمت پروردگاری و امیدوارم من و پدر در راه رسیدن تو به کمال حقیقیت موفق باشیم < به امید خدا>

...................................

عزیز دلم روز چهارشنبه بود که خانم دکتر گفت وضعیتت کمی اورژانسی است و فردا بیا بیمارستان ، ما هم هیچ فکرش را نمی کردیم که شما قصد داشته باشید بیایید ! چون هنوز خیلی زود بود . اما خدای مهربون اینطور مقدر کرد که شما زودتر به این دنیا بیایید . لحظات عجیبی بود و سخت !!! بابایی نگران، مامان جون نگران و دائم قرآن می خوند ، به هر حال شما به هر سختی بود به لطف خدا سالم به دنیا آمدی و ما هزاران مرتبه خدا را شکر کردیم برای داشتن شما نازنین ! 

نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط mami| |


Design By : Night Skin