سلام سلام ![]()
چند روز دیگه عمه زهره برای همیشه به تهران اسباب کشی می کنند و ما خیلی خوشحالیم چون به ما نزدیک تر می شه آخه هم کارن عمه زهره را و هم عمه جون کارن را و هم ما ایشون رو ( خلاصه همه همدیگه رو
)خیلی دوست داریم . فقط می دونم کار اسباب کشی بسیار پروسه وحشتناک و خسته کننده ای است ! امیدوارم به خوبی بگذره !
روز جمعه هم مامان و بابام به امید خدا رفتند سوریه که جاشون هیچ وقت خالی نباشه .امیدوارم به سلامتی برگردند !
راستی شما زن برادر دارید ؟ اگه زن برادرتون بدون اطلاع شما برای مامان و باباتون آش پشت پا بپزه و هیچ شما را در جریان قرار نده و فقط مادر و خواهراش و دوستاشو دعوت کنه بدون اینکه با شما مشگلی داشته باشه چی فکر می کنید ؟ ![]()
![]()
سلام
راستي اون شب خانم برادر عزيز برام آش آورد و گفت چون فكر كردم با بچه سختته بياي بهت نگفتم !!! البته به قول راضيه جان مي گذارم به حساب بچگي !!! اما به نظرم انسانها با كمي تفكر مي تونند رفتاري داشته باشند كه كسي را آزرده نكنند ! و خواهر شوهر و زن داداش بودن نبايد باعث فراموش كردن روابط اجتماعي و انساني بشود !
اين دو روز گذشته هم سرمون با اسباب كشي گرم بود و به سلامتي زهره جان اسباب هاشو آورد اما چند هفته اي وقت مي خواد تا همه چيز شكل منظم به خودش بگيره .














































