تبليغاتX
Lilypie Second Birthday tickers تولد عشق کارن عزیزم KAREN is our love , thanks my GOD and save him
یکشنبه 17 آبان1388

Image Hosting by PictureTrail.com

سلام سلام

چند روز دیگه عمه زهره برای همیشه به تهران اسباب کشی می کنند و ما خیلی خوشحالیم چون به ما نزدیک تر می شه آخه هم کارن عمه زهره را و هم عمه جون کارن را و  هم ما ایشون رو ( خلاصه همه همدیگه رو )خیلی دوست داریم . فقط می دونم کار اسباب کشی بسیار پروسه وحشتناک و خسته کننده ای است !  امیدوارم به خوبی بگذره !

روز جمعه هم مامان و بابام به امید خدا رفتند سوریه که جاشون هیچ وقت خالی نباشه .امیدوارم به سلامتی برگردند ! راستی شما زن برادر دارید ؟ اگه زن برادرتون بدون اطلاع شما برای مامان و باباتون آش پشت پا بپزه و هیچ شما را در جریان قرار نده و فقط مادر و خواهراش و دوستاشو  دعوت کنه بدون اینکه با شما مشگلی داشته باشه چی فکر می کنید ؟


سلام

راستي اون شب خانم برادر عزيز برام آش آورد و گفت چون فكر كردم با بچه سختته بياي بهت نگفتم !!! البته به قول راضيه جان مي گذارم به حساب بچگي !!! اما به نظرم انسانها با كمي تفكر مي تونند رفتاري داشته باشند كه كسي را آزرده نكنند ! و خواهر شوهر و زن داداش بودن نبايد باعث فراموش كردن روابط اجتماعي و انساني بشود !


اين دو روز گذشته هم سرمون با اسباب كشي گرم بود و به سلامتي زهره جان اسباب هاشو آورد اما چند هفته اي وقت مي خواد تا همه چيز شكل منظم به خودش بگيره .

نوشته شده در ساعت 4:44 بعد از ظهر توسط mami |
یکشنبه 10 آبان1388

Image Hosting by PictureTrail.com

سلام

امروز صبح بابايي مهربون كارن  براي كاري دو روزه  رفت مسافرت بعد از تولد كارن هيچ زماني از هم دور نبوديم راستش رو بخوايد همين حالا دلمون براش تنگ شده ! قبل از سفر هي حول و ولا داشتيم كه نكنه هواپيما تپلف باشه و با هزار نذر و نياز از اينترنت سرچ كرديم و فهميديم كه ايرباس است و يه كم خيالمون راحت شد و توكل به خدا كرديم ! اي روزگار ! با اين هواپيماهاي نا مطمئن آدم خوب مي ترسه ! اميدوارم همه مسافرها سفر خوشي داشته باشند ( انشاالله)

آقا كارن ناز ما هم كم كم داره در حرف زدن راه مي افته و تازه كلمه من (بن)را ياد گرفته و هر وقت مي گم آقا پسر مامان كيه ؟ مي گه  بن  اون وقته كه دلم مي خواد بخورمش

 چند روز پيش هم ديدم از فكس يه صداهايي مي آد مثل صداي بچه ! با تعجب چك كردم ديدم سيم تلفنش كشيده است پس از كجا صدا مي آد ؟ و بعد فهميدم زده روي دكمه ركورد و صداي خودش را ضبط كرده !

خلاصه ما با اين آقا كارن داستانها داريم !

آخر هفته هم مامان و بابام مي روند سفر سوريه اميدوارم بهشون خوش بگذره و خوب زيارت كنند و به سلامتي بر گردند .

نوشته شده در ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط mami |
شنبه 9 آبان1388

داشتم در اینترنت دنبال مقالات تربیتی می گشتم که این مطلب نظرم را جلب کرد شما هم بخونید

در جوامع كنوني، اغلب والدين خواستار آنند كه فرزندانشان بتوانند راه و روش زندگي خود را به درستي انتخاب كنند يعني اين كه مثلاً به دانشگاه و ديگر مراكز عالي راه يابند و يا در انتخاب همسر دچار هيچ گونه لغزش و سستي نشوند و در نهايت بتوانند در جامعه خود، شخصيت و حرفه خويش را به تثبيت برسانند. اگر از والدين سؤال شود كه آيا دوست دارند فرزندشان در آينده بتواند در اجتماع پيروز و موفق باشد، بي شك پاسخ خواهند داد! «بله، البته!» اما متأسفانه بسياري از والدين حتي كمترين فرصت را به كودكان خود نمي دهند تا آنان مجال اين را داشته باشند كه افكار و احساسات خود را آشكار سازند. اغلب والدين از كودكانشان انتظار دارند كه ساكت بوده و تسليم خواست هاي آنان باشند، به خصوص در اوقاتي كه در خارج از خانه همراه آنان هستند و اين انتظار حداقل تا سن 20 سالگي فرزند ادامه دارد و بعد از اين سن آنان منتظرند كه حصارها شكسته شود و فرزندشان بتواند بر تمامي معضلات اجتماعي فايق آيد!

 

اجتماعــــي شدن، بايد آمـــوخته شود.

به طور كلي ايجاد يك ارتباط مستحكم در خانواده، از اساسي ترين نمودهاي خانواده اي قدرتمند است و اين ارتباط به كودكان احساس استواري مي دهد؛ يعني اعتماد به نفس و در نهايت يك قدرت دفاعي در برابر هجوم فشارهاي خارجي! اما خود اين ارتباط الزاماً بايستي در روابط مابين پدر و مادر به وجود آيد و آنها به عنوان معلمين اوليه كودكان خود، بهترين نمونه براي هريك از آنها هستند و  كودكان بسياري، عادات و رفتار خود را از والدين كسب مي كنند. ولي پيوند اين ارتباط مي بايستي از دوران طفوليت كودكان شروع شده و به طور مستمر ادامه پيدا كند. به عنوان مثال وقتي مادري در حال پوشانيدن لباسهاي كودك خردسال خود مي باشد بايد به او توضيح دهد كه در حال انجام چه كاري است و يا هم اكنون پدر مشغول انجام چه وظيفه اي مي باشد و حتي الامكان جزييات را نيز توضيح دهد.

 

والدين بايستي تا جايي كه برايشان مقدور است با كودكان خود صحبت كنند و به آنها بفهمانند كه به چه اندازه به آنان علاقه مندند و علت اين عشق و علاقه چه چيز مي باشد! همچنين پدر و مادرها مسئولند كه براي علايق و قدرت تشخيص فرزندان خود احترام قايل شوند، به طوري كه آنها باور كنند كه وجود دارند و مي توانند فكر كنند و نظرياتشان نيز مهم است. والدين همچنين مسئولند كه فرزندان خود را از وقايع پيرامون خود آگاه سازند و به آنان توضيح دهند كه در محيط پيرامونشان چه وقايعي در شرف انجام است؛ حتي اگر آنان قدرت تحليل اين رويدادها را هم نداشته باشند، زيرا توضيحات به آنها مي فهماند كه مي بايستي خود را آماده كنند تا چيزهاي بيشتري بفهمند و حداقل كارآيي اين توضيحات اين است كه كودكان با الفاظ و لغات جديدتري آشنا مي شوند و سرانجام زماني مي رسد كه آنان نيز مي توانند خود را در بحث با شما شريك سازند، آن زمان شما مي توانيد از تمايلات دروني كودكان خود باخبر شويد و در نهايت از علايق اوليه آنان مطلع خواهيد بود.

 

ارتباط مستلــــزم صـــــرف وقت است.

براي ايجاد يك ارتباط منظم و منطقي، والدين بايستي از اوقات مفيد خود سرمايه گذاري كنند و حتي الامكان اوقات ويژه اي را براي اين مهم در نظر بگيرند. به عنوان مثال اگر شما در حال رانندگي هستيد، مي توانيد راديو ماشين را خاموش كرده و به فرزندتان نشان دهيد كه آماده ايد تا با وي صحبت كنيد و اين امر به او مي فهماند كه گوش دادن به راديو كم اهميت تر از صحبت هاي او مي باشد. به تجربه ثابت شده كه كودكان زماني بيشتر تمايل به ايجاد ارتباط با ديگران دارند كه به آنها اهميت داده شود. يعني پدر و مادر نبايد در حالي كه مشغول انجام كاري هستند با بي اعتنايي فرزند خود را طرف صحبت قرار دهند.

 

متأسفانه يك مشكل اجتماعي كه در ارتباط با بسياري از خانواده ها مطرح مي باشد، اين است كه پدر و مادر هر يك به نوعي تا آن اندازه درگير مسايل خود هستند كه ديگر وقتي براي دلجويي از فرزندان برايشان باقي نمي ماند و اين در حاليست كه اين ارتباط از هر وظيفه اي مهم تر است. پدر يك خانواده نبايد خود را آن قدر گرفتار مسايل خارجي نمايد كه مادر نقش يك مفسر را براي او بازي كند. در ميان عوام جامعه اين طور به نظر مي رسد كه صرف وقت براي صحبت هاي به ظاهر بي ارزش فرزندان كاري بس عبث است. تازه اين دسته اگر قدري انصاف داشته باشند از اوقات بي خاصيت براي صحبت با فرزندانشان استفاده مي كنند اما به راستي، شما پدر و مادري كه در برابر فرزند خود مسئول هستيد براين باوريد؟

 

آيا اين واقعيت را مي دانيد كه همين صحبت هاي به ظاهر كم ارزش به چه ميزان در بارور شدن شخصيت اجتماعي فرزند شما مؤثر واقع خواهد شد؟! مطمئن باشيد كه اگر يك برنامه ريزي صحيح در تقسيم اوقات خود داشته باشيد اين ايجاد ارتباط هرگز لطمه اي به انجام ديگر وظايف شما وارد نخواهد كرد. به اين مهم نيز توجه داشته باشيد كه فرزندان شما نيازمند صحبت و گوش كردن به حرف هاي شما هستند و انجام اين امر آنقدر پر ارزش و با اهميت است كه جاي آن را هيچ وقت ديگري پر نخواهد كرد!

 

وقت مناسب چه زمانـــــي است؟

از نقطه نظر رواني و از مجموع تحقيقات و تجربياتي كه در اين زمينه به دست آمده، مناسب ترين زمان براي صحبت با فرزندان زماني است كه آنها بايستي به رختخواب رفته و بخوابند! همواره بسياري از مادران گله دارند كه كودكانشان از خوابيدن به موقع سرپيچي مي كنند و بسياري از آنان تمايل دارند همراه با بزرگترها بيدار بمانند. با در نظر گرفتن اين مسأله، پدر و مادر مي توانند بهترين استفاده را از چنين فرصتي بكنند. يعني در حالي كه براي آنها داستان يا واقعه اي مستند تعريف مي نمايند مي توانند آنان را دعوت به خواب كنند و همچنين اين زمان مناسب ترين موقع براي آشنا كردن فرزند با مطالب جديد است، مثلاً مادر مي تواند با نشان دادن كتابي مصور و تعريف وقايع مرتبط، به اطلاعات كودك بيفزايد و يا از تجربيات دوران كودكي خود كه بسياري براي كودك جذاب است تعريف كند. از ديگر زمان هاي مناسب، زمان صرف ناهار و شام است. خوب است حتي الامكان همه افراد خانواده در سر ميز ناهار و شام حاضر باشند و بعد از صرف غذا است كه شما و پدر گرامي مي توانيد با يكديگر مشغول گپ زدن شويد و در مورد مسايل دلخواه كودكان با آنان به مشاوره بپردازيد. اما توجه داشته باشيد كه با صحبت خود موجبات اخلال در غذا خوردن را فراهم نسازید.

 

تـــــوجه به صحبت هاي كـــــودكان

بد نيست بدانيد كه هر سيستم ارتباطي داراي دو محور مي باشد. در اين زمينه محور اصلي شما هستيد كه مي بايست به حرف ها و درددل هاي كودكانتان گوش فرا دهيد. به راستي هيچ چيز بدتر از اين يك كودك را نمي رنجاند وقتي كه احساس كند صحبت هاي او براي والدينش بي ارزش تلقي مي شود و والدين به گفته هاي فرزند چندان توجهي ندارد. در بسياري موارد ممكن است حتي داستان ها و وقايعي كه كودك شما تعريف مي كند ساختگي و حتي احمقانه به نظر رسد. اما اين وظيفه شماست كه تمامي حواس خود را متوجه صحبت هاي فرزند خود كنيد و چه بسا بهتر است در موقع گوش دادن، حتي الامكان يك تماس فيزيكي با او برقراري كنيد و با نوازش كردن فرزند خود، به او احساس امنيت و اعتماد به نفس بدهيد زيرا اين حركت شما به كودك مي فهماند كه نكته ها و حرفهايش براي شما مهم تلقي مي شود.

 

اما يكي از فوايد پرارزش توجه به گفته هاي فرزند در آن است كه شما در ميان پيام هاي جگرگوشه خود، به چگونگي حالات رواني او پي خواهيد برد و اگر احياناً كودك شما از مسئله اي خاص نگراني داشته باشد به طور قطع اين مشكل در گفته هاي او متبلور خواهد شد. بالاخره اين كه اگر به هيچ وجه وقت گوش دادن به حرف هاي فرزند خود را نداريد، حتماً به او قول بدهيد كه بعداً به حرف هايش گوش خواهيد داد. اما نوع برخورد شما در اين ميان نيز حائز اهميت است. زماني كه به صحبت هاي كودك خود گوش مي كنيد هرگز حالتي به خود نگيريد كه او احساس كند، مي خواهيد محكومش كنيد، زيرا در بسياري از موارد يك برخورد نامعقول مي تواند همه چيز را خراب كند و كودك را به اتخاذ موضعي محتاطانه وادارد؛ موضعي كه در نهايت موجب سلب اعتماد به نفس وي خواهد شد .شما پدر و مادر عزيز بايد همواره اين اصل را مد نظر بگيريد كه از كودكانتان يعني افراد جامعه فردا به هيچ عنوان انتظار نداشته باشيد كه طرز تفكري همانند شما داشته باشند اگر آنان طرز تفكري غير از طرز تفكر شما دارند بايستي مورد تشويق قرار گيرند و نقش واقعي ما در آن است كه فرزندان خود را مستقل از خويش تربيت كنيم و اگر زماني اين امر ميسر گرديد، آن وقت پدر و مادر موفقي خواهيم بود.

 

كنتــــرل حــــركات كـــــودك

يكي از نكات مهمي كه در هنگام صحبت با كودكان بايستي رعايت كنيد اين است كه هرگز نبايد به صحبت هاي آنان بخنديد، مگر در صورتي كه خود آنان مرتكب اين عمل شوند. تمامي توان خود را بايستي به كار ببنديم كه در اين هنگام بسيار جدي برخورد كنيم. شايد بسياري از حرف هاي كودكانه براي والدين خنده آور باشد، اما براي كودك همين حرف هاي به ظاهر بي اهميت تمامي شخصيتش را تشكيل مي دهد. اگر از شما احياناً برخوردي توأم با تمسخر سر بزند، كودك به شما اطمينان نخواهد كرد و در حقيقت يك محدوديت در صحبت را رعايت خواهد نمود و درست از همين نقطه است كه ارتباط شما با او سست خواهد شد!

 

از ديگر موارد كنترل در حركات، داشتن صداي ملايم و گرم به هنگام صحبت كردن است .هرگز يك پدر و مادر نبايستي با فرزند خود با صداي بلند صحبت كند. حتي اگر خطايي هم از آنان سرزده باشد، چه بسا بهتر است با نرمي و ملاطفت با آنان برخورد شود. به هنگام صحبت با كودكان حتي الامكان بايستي رعايت تواضع و فروتني را داشته باشيم و اگر در جايي لازم شد از عذرخواهي دريغ نكنيم، بخصوص در مواردي كه آنها را از روي اجبار تنبيه كرده ايم. سرانجام از مهم ترين عوامل كه به اين قسمت از مطلب ما مربوط مي شود، اين كه: يك پدر و مادر با شخصيت هرگز نبايد كودك خود را به اسمي غير از نام واقعي او صدا بزنند و به گفته اي ديگر اين كه نبايد خود ما بر روي آنان نامي غيرمنطقي بگذاريم، نامهايي نظير «خيكي، بوفالو، خنگ» و... زيرا به تجربه ثابت شده كه نهادن اين گونه اسامي به كودكان عكس العمل بسيار ناهنجاري دارد و ادامه اين حركت ناخوشايند منجر به اين خواهد شد كه به تدريج خود آنها باور كنند كه واقعاً داراي اين صفات هستند و در نتيجه از كودكي خود را در برابر هر فشار خارجي تسليم خواهند كرد زيرا در حقيقت «احساس شخصيت» در آنان به نوعي كشته شده است!

 

خــــوش قولـــــي و استــــــواري

يكي از وظايف پدر و مادر مسئول در قبال فرزند خويش آن است كه به قول خود وفادار باشند و زماني كه وعده اي به فرزند خود مي دهند، حتماً به آن عمل كنند و هرگز با گفتن عباراتي مانند «ببينم چه مي شود» آنان را سرگردان نكنند و اگر واقعاً امكان انجام آن عمل براي آنان مقدور نيست بي درنگ جواب منفي خود را صادر كنند و در صورت امكان دليل اين امتناع را براي كودكان خود توضيح دهند. زماني كه به فرزند خود دستوري مي دهيد، سعي كنيد تا حد ممكن آن دستور واضع و صريح باشد. به عنوان مثال اگر از او مي خواهيد كه حياط خانه را تميز كند، شكل انجام آن را به صورت كلي نخواهيد و سعي نماييد تا دستورات خود را جزء جزء صادر كنيد! به هر حال از فاكتورهاي با اهميت در تعليم و تربيت مدرن امروزي اين است كه والدين بايستي همواره با فرزندان خود با نرمي و ملاطفت رفتار كنند و تا جايي كه مقدور است نسبت به آنان سخت گير نباشند زيرا در صورت چنين رفتاري، فرزندان با والدين خود به نوعي بيگانه خواهند شد و در نتيجه پدر و مادر از احساسات و خواست هاي آنان دور خواهند افتاد و اين يعني شروع يك تراژدي اسف بار در راه تعليم و تربيت فرزند.

نوشته شده در ساعت 5:24 بعد از ظهر توسط mami |
چهارشنبه 29 مهر1388

Image Hosting by PictureTrail.com

سلام

امروز دوشنبه ۴ آبان رفتیم درمانگاه شیبانی و واکسن ۱۸ ماهگی کارن را زدیم که نازنینم خیلی گریه کرد اما بعد از بیرون آمدن از درمانگاه دیگه هیچی نگفت هر چند پاش درد می کرد اما فقط گاهی دست کوچولوشو می گذاشت رویش ولی هیچ گریه نکرد وقتی به خونه هم اومدیم آرون آروم راه می رفت و بی حال بود . قربونش برم که اینقدر تحمل می کنه  


سلام به همگي !

واي كه چقدر دلم براي اينجا و دوستام تنگ شده بود !!! اميدوارم شاد و سلامت باشيد .

اين مدت كه نبودم هم كمي گرفتار بودم هم يه مسافرت رفته بوديم .  رفته بوديم دزفول  راستش يه كمي كارهاي بابايي سبكتر شده بود و تصميم گرفتيم از فرصت استفاده كنيم و بريم مسافرت . البته چه مسافرتي كه بيشتر خونه بوديم چون بسيار هوا گرم بود و اين سرد و گرم شدن باعث شد هم كارن سرما بخوره و هم بابايي ! منم دو سه روز گردنم گرفته بود چون مي رفتيم بيرون گرم بود وقتي هم مي آمديم خونه كولر گازي منجمدمون مي كرد ! خلاصه حسابي قاطي پاطي كرذه بوديم !  

Image Hosting by PictureTrail.com

كارن در كنار مجسمه يعقوب ليث صفاري كه به گفته خاندان پدري جد آقا كارن هستند .

Image Hosting by PictureTrail.com

كارن در كنار رود زيباي دز

اونجا كارن كلي براي خودش قلدر شده بود فكر كنم چون رفته بود زادگاه بابايي احساس قلدري مي كرد ! يك بار هم كه خدا كلي بهش رحم كرده تلويزيون عم زهره را انداخت روي زمين به طوري كه تلويزيون از روي سرش پرت شد روي زمين و ترك برداشت و ما كلي قلبمون آمد توي دهنمون ! خدا رحم كرد نيفتاد روي سرش !

به خاطر تغيير آب و هوا خورد و خوراك آقا كارن هم بد شده بود اما كلي كيف مي كرد كه به يه جاي جديد آمده ! و عاشق حمام خانه عمه زهره شده بود و دائم اسباب بازيهايش را دستش مي گرفت و مي رفت پشت در حمام كه برويم آب بازي !

Image Hosting by PictureTrail.com

راستي امروز ۲۹ مهر كارن ۱۸ ماهه مي شود ( عزيزم ۱۸ ماهگيت مبارك نازنينم ) و روز دوشنبه هم بايد واكسن ۱۸ ماهگيش را بزند  

راستي كارن كمي در صحبت كردن زرنگتر شده و سعي مي كنه حروف را هم ادا كند و در بيشتر مواقع من و بابايي را صدا مي زند و حتي وقتي كه جيش مي كند و پوشكش خيس است مي گويد جيس جيس حتي وقتي دستشتويي را مي بيند هم همين را مي گويد يعني كاربرد آنجا را مي داند . البته خدا را شكر اسم بيشتر مكان ها و اشيا را مي داند و درك مي كند  خوشحالم  جديدا هم كه رانندگي  ميكند و به راحتي دنده هم عوض مي كند ! انگار اين پسرها از بچگي عاشق ماشين و رانندگي هستند هر وقت بابايي رانندگي مي كند با دقت نگاهش مي كند و وقتي پست فرمان مي نشيند دقيقا همان كارها را انجام مي دهد تازه بايد حتما سوييچ را  هم سر  جايش بگذارد !!!

بايد از دوستاي خوبم كه برام كامنت گذاشتند و من هنوز فرصت نكردم جوابشونو بدم  عذر خواهي بكنم دوستتون دارم مطمئنا خودتون مي دونيد كه بچه كوچولو داشتن يعني چي !  

نوشته شده در ساعت 11:40 بعد از ظهر توسط mami |
جمعه 3 مهر1388

سلام به همگی و با تاخیر عیدتون مبارک و نماز و روزه هاتون قبول حق  

این روزهای بارانی که کاملا صدای قدمهای پاییز به گوش می رسد آدم را هوایی می کند ! من عاشق این فصلم البته گاهی هم از بوی برگ های زرد باران خورده دلم می گیرد اما عاشق همین دلگیریهایش هم هستم پاییز فصل عشق و شعر است  یاد گذشته و روزهای دانشگاه می افتم آن زمانها که با طاهره دوست خوبم در کوچه پس کوچه های پاییزی قدم می زدیم و شعر می گفتیم و عشق می کردیم ! پاییز پاییز پاییز ...

گامهایم را بر روی زردی برگهایت نمی گذارم بلکه آنها را در آغوش می گیرم و می بویم که تو فصل عشقی ای پاییز

Image Hosting by PictureTrail.com

هفته پیش برای هوا خوری رفتیم ییلاق مامان جونی . در طول تابستان خیلی کم تونستیم به اونجا بریم به خاطر کار و مشغله و هفته پیش که رفتیم هوا کاملا بارنی و سرد شده بود اما خوب بود بوی باران آدم را سر حال می آورد و کارن هم دوست داشت در باغ باران خورده و پر از گل بدو و بازی کند و دنبال اردک ها و گربه ها کند ! خلاصه دو روزی آنجا بودیم و منم بعضی از اقوام را دیدم . اینم عکس های آقا کارن در آنجا :

Image Hosting by PictureTrail.com

Image Hosting by PictureTrail.com

چند روز پیش هم برای اولین بار آقا کارن را بردیم پیتزا فروشی البته نه اینکه کارن پیتزا بخوره ها  نه ! فقط ایشون نگاه کنند و مامانی و بابایی بخورن من و بابایی معمولا می ریم پیتزا در ب در  و معمولا پیتزای کاری مرغ می خوریم من عاشق طعم کاری هستم  خلاصه جاتون خیلی خالی بود . اونجا از پیشخدمت خواستیم برامون صندلی کودک بیاورد و کارن فقط چند دقیقه توی اون نشست و بعد بلند شد و رویش ایستاد  و من مجبور شدم برای جلوگیری از شیطنت ایشون بغلش کنم و فکر کنید کارن تو بغل من و من در حال خوردن کش لقمه !

Image Hosting by PictureTrail.com

کارن در حال کشف و شهود در رستوران !

 دو  هفته پیش هم  پسر خاله من صاحب یه پسر ناز شده که اسمشو  هیراد  گذاشته بهش تبریک می گم و امیدوارم این نی نی ناز به لطف خدای مهربان و حمایت او و در سایه پر مهر مادر و پدر به خوبی بزرگ شود و آینده ای زیبا در انتظارش باشد .آمین

نوشته شده در ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط mami |